کنشگران / عالمان دینی
ادیب الممالک فراهانی
شاعر
خلاصه

متن با ستایش از اصفهان و رود زاینده‌رود آغاز می‌شود و به تمجید از کاخ سلاطین و مروجان شریعت می‌پردازد. سپس به ستایش از «شرکت اسلامیه» می‌پردازد و آن را نماد غیرت ملی و حب‌الوطن می‌داند که نام‌آوران کشور از آن نام و اعتبار گرفته‌اند. در ادامه، با لحنی انتقادی، به وضعیت نابسامان کشور و نفوذ بیگانگان اشاره می‌کند و از حامیان شرع می‌خواهد که برای رفع این مشکلات و حفظ دین اسلام و استقلال کشور همت کنند. در پایان، با تأکید بر برتری محصولات شرکت اسلامیه بر کالاهای خارجی، به اهمیت حمایت از تولید ملی و نقش آن در بیداری دل‌ها و گشایش رحمت الهی اشاره می‌کند.

متن کامل گزارش
ای عنبر فضای صفاهان، ز من درود بر ریگ‌های پر دُر و یاقوت و بهرمان بر آن ستوده کاخ سلاطین که دیرگاه بر آن مروّجان شریعت که از خدای بر نقش کارخانه شرکت که هر یکی ای جامه مقدسِ شرکت که آسمان آنی که دست غیرت حب‌الوطن اه نام‌آوران عرصه مُلک از تو جسته نام دولت به زیر سایه چتر تو جای کرد ای حامیان شرع پیمبر که فکرتان دشمن دِرُوْد مزرع ما را به داس کین تا کی ز داغ کودک دانش در اوفتد تا کی ز نار غفلت و پندار بر شود تا کی ز آه دل چو سَمّندر در آتشیم تا کی به دست ملت ترسا همی زنیم این جامه را که پرچم و آیات احمدی است این جامه هست جامه تقوی که کردگار این جامه از حریر بهشتی به نزد حق بر خاک مُشکبیز [۲] تو و آب زنده رود بر خاک‌های پرگل و نسرین و آبرود قیصر به طوع [۴] بر درشان روی و جبهه سود [۵] گویی همیشه وحی برایشان رسد فرود ارزد به صد خَریطه [۶] دُر و لعل نابسود [۷] بر تن درد ز رشگ تو پیراهن کبود در کارگاه عشق، همی رشته تار و پود سوداگران کشور دین از تو برده سود اقبال از دریچه حُسن تو رخ نمود زنگار غم ز آینه دین حق زدود هان همتی کنید که بر جانتان درود در خاندانِ ثروت ما بانگ رود رود از دودمان غیرت ما بر سپهر دود وز اشک هر دو دیده چو ماهی در آب رود اسلام را به دامن دین وصله جُحود [۱۰] بر سر نهید چابک و در بر کنید زود اندر کلام خویش به پا کی ورا ستود بالله بُوَد نکوتر بی‌گفت و بی‌شنود زان کاهنینه سازی برگُستوان [۲] و خُود [۳] پیراهن و عمامه ازین دیبّه [۱] بهتر است بیدار دل کسی است بر من که گاه خواب در بستری ز شرکت اسلامیان غُنود ایزد دری ز رحمت خود بر رخش گشود پوشیده هر که جامه شرکت به روزگار گفتم پرند روم [۴] خود اندر جهان نبود **پاورقی‌ها:** [۱] اصفهان [۲] معطر [۳] نوعی یاقوت سرخ [۴] اطاعت [۵] جبهه سودن: پیشانی ساییدن [۶] کیسه چرمین [۷] نو، دست نخورده، نتراشیده [۸] از جانوران بی‌آزار که ماده‌ای سوزاننده از پوست وی ترشح می‌شود. [۹] ملت ترسا: پیروان دین حضرت مسیح (ع) [۱۰] جُحود: انکار، نفی [۱] دیبا، جامه حریر [۲] پوششی که جنگ‌آوران قدیم به هنگام جنگ می‌پوشیدند. [۳] کلاهخود [۴] پرند روم: حریری‌که در کشور روم ساخته می‌شد. * دیوان کامل ادیب‌الممالک فراهانی، ج ۱، ص ۲۳۲ - ۲۳۳.
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1279
برهه تاریخی: نهضت مشروطه
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی
قالب کنش: مقاله
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: ملت ایران
حاکم زمان: مظفرالدین شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها