در پاسخ به درخواست شاهعباس دوم برای اقامه نماز جمعه و جماعت در اصفهان، ملا محسن فیض کاشانی با اشاره به سابقه خود در اقامه نماز جمعه در کاشان در زمان قحطالرجال و آرامش خاطر آن زمان، وضعیت کنونی خود را متفاوت میداند. او با بیان اینکه اکنون درگیر مال و جاه دنیا شده و از نظر شرعی و عقلی شایسته نیست که بر منبر انبیا نشسته و مردم را به ترک دنیا دعوت کند، به مشکلات ناشی از حضور در اجتماع اشاره میکند. او از وجود افراد مغرض و جاهل که به دنبال منازعه هستند و نیز کسانی که برای مقاصد دنیوی و دینی به او مراجعه میکنند، گلایه دارد. فیض کاشانی تأکید میکند که نماز جمعه که هدف آن ائتلاف قلوب است، اکنون به دلیل نفاق و تفرقه میان علما، موجب جدایی و اختلاف شده است. او با اشاره به بیماری و وحشت از اختلاط با مردم، درخواست میکند که به او اجازه داده شود تا مانند گذشته در گوشه انزوا و قناعت به دعا برای دولت و اقبال شاه مشغول باشد، زیرا این حالت به اخلاص نزدیکتر است و اجتماع مخلصان بیشتری را به همراه خواهد داشت. او در پایان، با تأکید بر ترجیح قناعت و گمنامی بر پاداشهای اخروی و دنیوی، امیدوار است که درخواستش مورد قبول واقع شود.