کنشگران / عالمان دینی
خلاصه

این متن به بررسی جایگاه و نقش علمای شیعه جبل‌عامل، به ویژه محقق کرکی و عزالدین، در دربار صفوی و خدمات دینی و اجتماعی آنان در ایران می‌پردازد. در ابتدا، به موقعیت ممتاز محقق کرکی نزد شاه تهماسب اول و اختیارات وسیع او در امور شرعی و حکومتی اشاره می‌شود. سپس، از زبان حسن بیک روملو، مورخ معاصر، به تلاش‌های بی‌وقفه محقق کرکی در ترویج مذهب جعفری، مبارزه با بدعت‌ها، اجرای حدود شرعی و تشویق مردم به احکام اسلامی پرداخته می‌شود. در ادامه، ورود عزالدین به اصفهان و سپس دعوت او به قزوین توسط شاه تهماسب شرح داده می‌شود. عزالدین به مقام شیخ‌الاسلامی قزوین منصوب شده و به مدت هفت سال به اقامه نماز جمعه و ترویج احکام دینی می‌پردازد. پس از آن، به مشهد و سپس به هرات اعزام می‌شود تا مردم آن منطقه را به تشیع دعوت کند و در این راه موفقیت‌های چشمگیری کسب می‌کند. در پایان، عزالدین پس از سال‌ها خدمت، از شاه اجازه سفر حج می‌گیرد و به بحرین مهاجرت می‌کند، در حالی که شیخ بهایی، فرزندش، به دستور شاه در هرات می‌ماند تا به تدریس علوم دینی ادامه دهد.

متن کامل گزارش
مؤلف گوید: محقق کرکی[۲] در پیشگاه شاه تهماسب[۳] از موقعیت ویژه‌ای برخوردار بود و مُشاهره[۴] و تیول[۵] و دیگر از اعطاها را در شهرهای عراق عرب در اختیار او درآورده بود و حکومت شرعی همگی شهرهای ایران را به عهده او گذارده بود و در این باب، فرمان بی‌سابقه‌ای برای او صادر کرده و در آن فرمان، کمال ادب را نسبت به او مراعات کرده است. حسن بیک روملو[۶] که معاصر با شیخ علی کرکی بوده است در تاریخ خود می‌نویسد: «[...] پس از خواجه نصیرالدین [طوسی] تا حال حاضر از هیچیک از بزرگان نشنیده‌ایم به اندازه شیخ علی کرکی در به اهتزاز درآوردن پرچم مذهب حق جعفری و آیین ائمه اثنی‌عشر رنج برده باشد. او بود که از بدکاران جلوگیری به عمل آورد و به قلع و قمع قوانین بدعتگری آنها پرداخت و کارهای ناپسند را از پای درآورد و خمره‌های شراب را شکست و ساقی[۷] و ساغَر[۸] را از اعتبار انداخت و حدود و تعزیرات را اجرا نمود و به اقامه واجبات و محافظت اوقات جمعه و جماعات اقدام نمود و احکام روزه و نماز و تفحص از احوال ائمه علیهم السلام را رواج داد و مؤذّنان را به اذان اِعلامی شیعه تشویق کرد و از شرارت تباهکاران و آزار رسانندگان جلوگیری نموده و به تنبیه فاسقان و فاجران تا حدی که مقدور بود قیام نمود و قدم‌های خیری برداشت و عموم مردم را به یادگیری شرایع و احکام اسلامی تشویق نمود و آنها را به انجام رسانیدن دستورات الهی موظّف داشت.»[۱] عزالدین[۲] در روزگار شاه تهماسب صفوی، از جبل‌عامل همراه با همه بستگانش به اصفهان آمد و مدت سه سال در آنجا به افاده علوم دینی و افاضه معارف یقینی اشتغال می‌ورزید. به مجردی که شیخ فاضل شیخ علی مِنشار[۳] - که در آن روزگار شیخ‌الاسلام اصفهان بود - از ورود عزالدین اطلاع پیدا کرد و سلطان تهماسب صفوی، در شهر قزوین به سر می‌برد، در ضمن پیامی ورود او را به اصفهان به سلطان اطلاع داد. سلطان نامه‌ای به خط خود برای عزالدین نوشت و مَصحوب[۴] خلعتی، برای عزالدین ارسال داشت و او را به قزوین به حضور خویش- که در آن اوقات پایتخت تهماسب بود - دعوت کرد. هنگامی که عزالدین وارد شد سلطانْ مَقدَم او را گرامی داشت و از او کمال بزرگداشت را به عمل آورد و منصب «شیخ‌الاسلام»ی قزوین را به عهده او گذاشت. وی مدت هفت سال در دارالسلطنه قزوین، عهده‌دار مقام شیخ‌الاسلامی بود و در خلال این مدت، نماز جمعه را به جای نماز ظهر انجام می‌داد و معتقد بود که نماز جمعه در عصر غیبت، واجب عینی است؛ چنان که استادش شهید ثانی[۵] نماز جمعه را واجب عینی و کافی از نماز ظهر می‌دانست. پس از هفت سال، بار دیگر منصب شیخ‌الاسلامی و اقامه جمعه و جماعت مشهد مقدس رضوی علیه السلام را به عهده وی سپرد و چندی به این منصب برقرار و وظایف محوله به خویش را انجام می‌داد. و از آنجا که حداکثر مردم هرات در آن روزگار از ائمه طاهرین علیهم السلام و از تدّین به مذهب اهل‌بیت شناختی نداشتند، سلطان به وی دستور داد تا به سوی هرات سفر نماید و در آنجا اقامت کند و مردم آن ناحیه را به آیین تشیع بخواند و به خاطر آسایش فکری او سه دِه از دهات هرات را در اختیار او گذاشت. از طرف دیگر، به امیر شاهقلی سلطان یکان که حاکم خراسان بود، فرمان داد تا در هر جمعه پس از انجام نماز جمعه و جماعت، سلطان محمد خدابنده میرزا[۱] را در مسجد جامع هرات به خدمت شیخ آورَد تا از مراتب سَماع حدیث برخوردار گردد و از اوامر و نواهی عزالدین، کاملاً فرمانبرداری نماید و در نتیجه آن، هیچ کسی از آحاد مردم قدرت مخالفت با عزالدین را نداشته باشند. بدین ترتیب عزالدین مدت هشت سال به افاده علوم دینی، و اجرای احکام شرعی و اظهار امور و اوامر ملی،[۲] اشتغال ورزید و گروهی بسیار از مردم هرات و نواحی آن به آیین تشیع مستبصَر[۳] گردیدند، و آن ناحیه از لوث مخالفان پاکیزه گردید و طلاب علوم و علما و فقها از اطراف و اکناف از ایران و توران، برای مقابله حدیث و اخذ علوم دینیه و تحقیق معارف شرعیه، به درس وی حاضر می‌شدند. عزالدین، پس از مدت زمانی از هرات به سوی قزوین سفر کرد تا در آنجا بار دیگر به ملاقات طهماسب برسد. پس از ملاقات، از وی خواست تا به او و فرزندش شیخ بهایی، اجازه هد که عازم بیت الله شود. سلطان به جهاتی که خود می‌دانست به وی اجازه داد که به مکه مکرمه برود، لیکن شیخ بهایی را برای آن سفر مرخص نساخت بلکه به وی امر کرد تا در هرات اقامت کند و به تدریس علوم دینی بپردازد. عزالدین به دنبال اخذ اجازه، به زیارت بیت‌الله رفت و پس از زیارت بیت‌الله و مرقد مطهر حضرت رسول‌الله، از راه بحرین مراجعت کرد و در آنجا متوطن شد و به فرزندش در ضمن نامه‌ای نوشت: «اگر دنیای محض می‌خواهی برو به هندوستان و اگر آخرت می‌خواهی بیا به بحرین، و اگر نه دنیا می‌خواهی و نه آخرت، در ایران بمان».[۴] **پاورقی‌ها:** [۱] ریاض العلماء، ج ۳، ص ۵۳۲ و ۵۳۳. [۲] عزالدین حسین بن عبد جَبعی عاملی (وفات: ۹۸۴ ق)، از بزرگان علما و فقهای مهاجر جبل‌عامل به ایران. [۳] از علمای شیعه جبل‌عامل که در زمان شاه طهماسب به ایران مهاجرت کرد. وی پدر زن شیخ بهایی بود. [۴] همراه [۵] زین الدین ابن نورالدین علی جبعی عاملی (۹۱۱ - ۹۶۶ق)، از بزرگان فقهای شیعه امامیه جبل‌عامل. [۶] از مورخان دوره صفوی و مؤلف احسن التواریخ. [۷] آن کس که شراب را در پیاله می‌ریخت و به دیگران می‌داد. [۸] جام شراب [۹] میرزا عبدالله اصفهانی یا میرزا عبدالله افندی، معروف به صاحب ریاض، نویسنده کتاب معروف ریاض‌العلما. [۱۰] محقق کرکی یا محقق ثانی (وفات: ۹۴۰ق)، ملقب به نورالدین، از علما و فقهای بزرگ مهاجر جبل‌عامل به ایران. [۱۱] پادشاه صفوی (حکومت: ۹۳۰ - ۹۸۴ق) [۱۲] شهریه، حقوق ماهانه [۱۳] واگذار کردن زمین یا سرزمینی به کسی که از درآمد آن استفاده کرده و آن را اداره کند. [۱۴] فرزند شاه طهماسب اول صفوی [۱۵] دینی، مذهبی، [۱۶] آگاه [۱۷] همان، ج ۲، ص ۱۳۴ و ۱۳۵.
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1106
برهه تاریخی: استقرار حکومت صفویان
زبان اصلی: فارسی
قالب کنش: رساله
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: ملت ایران، عموم مسلمانان

موضوعات و دسته‌بندی‌ها