متن با توصیف شاه اسماعیل صفوی آغاز میشود و او را به عنوان ناصر دین و مظهر قدرت الهی معرفی میکند که با شمشیر خود دشمنان را از میان برداشته و مذهب حق را ترویج داده است. در ادامه، به شاه طهماسب اشاره میشود که با وجود تلاشهای شاه اسماعیل در ترویج مذهب، نقش نگهدارنده و حامی آن را ایفا کرده و با منع منکرات و حمایت از علما، به تحکیم مبانی دین جعفری پرداخته است. سپس، به دوران شاه عباس پرداخته میشود که در زمان او ایران رونق یافته، دین مبین ترویج شده و اوقاف و خیرات بسیاری انجام گرفته است. همچنین به فتح بحرین از دست فرنگیان در زمان او اشاره میشود. در بخش بعدی، به شاه صفی اشاره میشود که در دوران او امنیت و رفاه در ایران برقرار بوده و او به علما و فضلا احترام میگذاشته است. در پایان، به شاه سلطان حسین پرداخته میشود که در دوران او به طلاب علوم دینی توجه ویژهای شده و مدرسه شاه اصفهان از آثار اوست. متن با دفاع از شاه سلطان حسین در برابر انتقادات مبنی بر ضعف او در اداره کشور و اشاره به تقدیر الهی در زوال دولتها به پایان میرسد.