کنشگران / عالمان دینی
خلاصه
این شعر به نقد گروههای مختلف جامعه، از جمله فقیهان، واعظان، صومعهداران، زاهدان و عارفان میپردازد. در ابتدا، فقیهان را به دلیل حسادت و تلاش برای ریاست، دشمن ایمان معرفی میکند. سپس واعظان را به دلیل تفاوت گفتار و کردارشان مورد انتقاد قرار میدهد و صومعهداران را فاقد اخلاص و رهزن مریدان میداند. در ادامه، به سادهلوحی برخی افراد و دلخوشی اهل ظاهر به امور دنیوی اشاره میکند و در نهایت، مجالس غیرخدایی و بزمهای فاقد دانایی را به ملاهی و مناهی تشبیه کرده و از «فیض» میخواهد که سخن را کوتاه کند.
متن کامل گزارش
گر به باطن نگری دشمن ایمان همند
این فقیهان که به ظاهر همه اخوان همند
پوستین بره پوشیده و گرگان همند
جگر خویش و دل هم ز حسد میخایند
در شکست هم و جوینده نقصان همند
تا که باشند در اقلیم ریاست کامل
گفتن و کردن این قوم کجا آن همند
واعظان گر چه بلیغاند و سخندان لیکن
کز حسد رهزن اخلاص مریدان همند
آه ازین صومعهداران تهی از اخلاص
ستهاند از همه آفات و محبان همند
ساده لوحان که ندارند ز ادراک نصیب
خواجهشانان هم و بنده و سلطان همند
زاهد و عارف و عابد همه بر درگه حق
مست چشمان هم و خسته مژگان همند
خوبرویان جهان مظهر لطفاند ولی
دردمندان مجازی که جگر سوختهاند
چون نشستند به هم شمع شبستان همند
همدمانند گهی گاه رقیبان همند
گاه سازند به هم گاه ز هم میسوزند
مه در رشک[۱] زر و سیم فراوان همند
اهلصورت که ندارند ز معنی خبری
پنج روزی که برین مائده مهمان همند
خویش با خویش چرا شور کند در تلخی
تا نشستند به هم رهزن ایمان همند
مجلسی را که نه از بهر خدا آرایند
به ملاهی[۲] و مناهی[۳] همه شیطان همند
اهل بزمی که در آن حضرت دانایی نیست
از گروهی که در ایمان همه اخوان همند[۴]
«فیض» خاموشازینحرفسخنکوتهکن
**پاورقیها:**
[۱] حسادت
[۲] ملاهی (جمع مَلهی): لهو و لعبها، خوشگذرانیها
[۳] مناهی (جمع منهیّ): امور نهی شده
[۴] دیوان کامل فیض کاشانی، ص ۱۹۴ و ۱۹۵.
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1090
برهه تاریخی: استقرار حکومت صفویان
زبان اصلی: فارسی
قالب کنش: شعر
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: ملت ایران