کنشگران / عالمان دینی
خلاصه

متن با خطاب به ولیعهد آغاز می‌شود و بر اهمیت حمایت از اسلام و مذهب شیعه توسط حاکمان تأکید می‌کند. با ذکر نمونه‌هایی از تاریخ ایران و اسلام، مانند اردشیر بابکان، شاه عباس صفوی، چنگیز و صلاح‌الدین ایوبی، نقش علما و دین در مشروعیت و بقای حکومت‌ها تبیین می‌شود. سپس به جایگاه علما در جامعه و نقش آنها در امور شرعی و حقوقی مردم اشاره شده و از بی‌توجهی دولت به تظلمات مردم فارس و توهین به علما انتقاد می‌شود. در ادامه، دولت به دلیل تعیین یک مأمور برای بررسی صدق و کذب ادعاهای علمای جامع‌الشرایط مورد سرزنش قرار می‌گیرد و اعلام می‌شود که مردم و علمای شیراز به بقاع متبرکه پناه برده‌اند و برای رفع این توهین و عزل حاکم ظالم آماده‌اند. در پایان، با تأکید بر اینکه دولت باید متشکل از رجال دانشمند و سیاسی‌دان باشد، نه افراد غرب‌زده و مستبد، و با اشاره به سابقه جمهوری اسلامی ایران در عزل حاکمان ظالم، از ولیعهد خواسته می‌شود که به این مسئله رسیدگی کند و هشدار داده می‌شود که در صورت بی‌توجهی، عواقب وخیمی در پی خواهد داشت.

متن کامل گزارش
حضور حضرت اقدس ولیعهد[۱] ایّده‌الله تعالی. حمایت حوزه اسلامیت و رعایت ناموس طریقه اثنی‌عشریه، کسی را شایسته خواهد بود که وارث تخت و تاج است و حارِس[۲] مملکت و گیرنده خراج. اردشیر بابک[۳] با همه هوش و فرهنگ، تا با دستوران[۴] امین همرنگ نشد، ایران نیافت. آخرین اندرز او به شاهپور[۵] این بودکه سلطنت با منبر توأم است. شاه‌عباس‌کبیر با آن که سرسلسله صفویه بود[۶] همین که شیخ احمد اردبیلی[۷] قدّس سرّه برایش در عنوان نگاشت: «برادرم». شاه عباس در دربار بار عام داده و گفت: این نامه را در کفن من‌گذارید تا به واسطه اخوت این عالم اسلامی از آتش دوزخ در امان باشم. چنگیز خون‌ریز، با شعشعه[۹] هزاران قشون تاتاری، تسخیر بلاد کرد. عاقبت، اولادش برای حفظ دودمان سلطنت مانند عبد ذلیل در زیر لوای اسلام پناهنده شدند. اعراب بادیه[۱۰] به قوّت کلمه توحید، از پشت دیوار چین تا دریای روم[۱۱] متصرف شدند. صلاح‌الدین ایوب \[ایوبی\][۱۲] کُردی در جنگ حلب به حمایت اسلام نام یافت. تا زمانی که اشخاص مذکور مانند نادرشاه خود را کمربسته دستوران امین[۱] و علمای دین می‌دانستند، خورشید مُلک جهان پرچم و بیرق آنها بوده همین که با هیئت جامعه اسلامیه کج افتادند نه نادر بجا ماند نه نادری. خاقان مغفور فتحعلی شاه نوّرالله مّضجَعه[۲]، اساس سلطنت را بر رقعه‌جاتی[۳] محکم فرمود که به خط خودش به علماء اسلام «فدایت شوم» نوشت. از حرمسرای سلطنت تا کلبه دهقانی، امّهات[۴] مسلمین و بَنات مُسلمات[۵] عقد و طلاقش از زبان ما علماء جاری است. مصطبه \[؟\] مایملک مسلمین مسجّل به اَمهار ما است[۶]؛ اقامه شهود[۷] و بیّنه[۸] هر حقی در محضر علما است. اینک قریب پنجاه روز است، به علم حضور و شهادت جمهور[۹] ارباب بصیرت ملت فارس، به مرکز سلطنت قاهره تظلّم نمودیم و تعدیات حاکم غیر محکوم مطلق خود را باز نمودیم. جوابی که از مصدر صدارت عظمی رسید، تعیین مأموری واحد، برای صدق و کذب مجموع علمای جامع‌الشرایط اسلام است. اکنون برای این توهین عظیم و ظلم مالایُطاق[۱۰] حکومت، تمام این خادمین شریعت محمدیه و سکنه شهر و توابع شیراز در بقاع متبرکه به باطن شریعت مقدسه پناهنده‌ایم و تا آخرین شَریان[۱۱] در جنبش است برای رفع فاعِل[۱۲] این توهین به اسلام و رفع حاکم ظالم حاضریم. تاکنون عقیده ما این بودکه دولت عبارت است از هیئت رجال دانشمندان سیاسی‌دان، نه منحصر به یکی از فرنگی‌مآبان[۱] تازه و از طبیعی مَذاقان[۲] پوسیده و روزنامه‌خوانان پاریس به زبان خوشیده[۳]،که لفظ دولت مطلقه مستبده آموخته و حال آن که ایران جمهوری اسلامی است؛ چه از عهد سَلَّف تا حال خَلّف[۴]، علماء ملت هر شهری به حکومت شورش کردند، دولت با مصلحت جمهور، حاکم را عزل فرمود؛ بلکه رعایای هر دهکده که به کدخدای خود شوریدند، مالک قهرا به عزل کدخدا حکم داد؛ بلکه کلانتر و خانِ هیچ طایفه و ایلی را نتوانستند عزل کنند و خارجی را به جای او نصب، بلکه مجبوراً از همان طایفه و ایل، خان و کلانتر را انتخاب نمودند و به این معنی باریک، جمهوری ما رشک فرانسه و آمریک[۵] است. الغرض، رفع این توهین مَشئوم[۶] و حاکم ظالم بر ذمه حضرت ولایتعهد است، چه که «مادر را دل سوزد و دایه را دامن». تویی شمع روشن به فانوس مُلک به تو می‌رسد ننگ و ناموس مُلک هرگاه به عرایض ما تَهاون[۷] رود و جهت جامعه اسلامیت رعایت نشود هر آینه عاقبت وخیم خواهد شد. امضاء علماء و اعیان و رعایای فارس **پاورقی‌ها:** [۱] منظور محمدعلی میرزا قاجار، است. [۲] پاسدار [۳] اردشیر بابک یا بابکان (۲۲۴-۲۴۱ م)، بنیانگذار سلسله ساسانی، وی پس از تسخیر فارس،کرمان و جزایر خلیج‌فارس، بر اردوان پنجم، آخربن پادشاه اشکانی غلبه کرد. دو سال بعد تیسفون راگرفت و سپس بین‌النهرین را تصرف نمود و با امپراتور روم نبرد کرد. در ۲۳۷ م نصیبین و حّران و پس از آن ارمنستان را فتح نمود. وی سرداری مقتدر و پادشاهی مدبر بود. [۴] مشاوران [۵] شاهپور اول (۲۴۱-۳/۲۷۲ م)، دومین پادشاه ساسانی. [۶] شاه‌عباس اول صفوی (۹۹۶-۱۰۳۸ ق)، سرسلسله صفویه نبود بلکه بزرگترین و مقتدرترین پادشاه سلسله صفویه بود که در زمان پادشاهی خود اصلاحات فراوان سیاسی، نظامی و اقتصادی انجام داد. [۷] مقدس اردبیلی، احمدبن محمد (؟ - ۹۹۳ ق)، از بزرگترین فقها و متکلمان شیعه. وی در اردبیل به دنیا آمد و نزد شاگردان شهید ثانی و دیگر علما درس خواند و به مقام بلندی رسید و به جهت زهد و ورع فراوان به مقدس و عالِم ربّانی مشهور شد و نزد پادشاهان وقت صفوی ارج و منزلت فراوانی یافت. او در نجف ساکن شد و در همانجا درگذشت. آیات‌الاحکام؛ اثبات‌الواجب؛ استیناس المعنونة؛ و حدیقة الشیعة از جمله آثار اوست. [۸] البته این داستان مربوط به شاه طهماسب اول است. [۹] هجوم [۱۰] بیابانی، بدوی [۱۱] دریای روم: دریای مدیترانه [۱۲] صلاح الدین ایوبی (۵۶۴ - ۵۸۹ ق)، ملقب به الملک الناصر، از بزرگترین سرداران مسلمان و بنیانگذار سلسله ایوبی، وی‌کردنژاد بود و در تکریت به دنیا آمد. او به خدمت سلاطین زنگی درآمد و سپس شام و مصر و موصل را فتح کرد و دولت مسیحی بیت المقدس را برانداخت و بارها صلیبی‌ها را در هم شکست او به خلافت فاطمی مصر و مذهب تشیع در آن سرزمین پایان بخشید و خطبه به نام خلیفه عباسی خواند و مذهب اهل سنت را رواج داد. وی در دمشق درگذشت و در همانجا دفن شد. [۱] دستوران امین: وزیران مورد اعتماد، مشاوران [۲] نوّر الله مضجعه: خداوند آرامگاه او را نورانی کند. [۳] نامه‌ها [۴] امهات: (جمع امّ): مادران [۵] بنات مسلمات: دختران مسلمان [۶] مصطبه... ما است: شاید منظور، اینست که اسناد دارایی‌های مسلمانان با مُهر علما قانونیت پیدا می‌کند، در اصل: مصطبعه [۷] اقامه شهود: آوردن چند شاهد [۸] دلیل، مدرک [۹] گروه، بخش اعظم [۱۰] مالایُطاق: غیر قابل تحمّل [۱۱] رگ جنبنده [۱۲] رفع فاعل: برداشتن عامل، در اینجا منظور ملک منصور میرزا شعاع‌السلطنه (۱۲۹۷ ق - ۱۲۹۹ ش)، پسر دوم مظفرالدین شاه قاجار است. وی از شاهزادگان و رجال مستبد زمان خود بود و دو بار به حکومت فارس رسید (۱۳۱۸-۱۳۲۲ ق) و به املاک و دارایی‌های مردم دست‌اندازی‌کرد. همین امر موجب شورش مردم فارس بر ضدّ اوگردید. سرانجام دولت، او را از حکومت فارس عزل کرد. وی ثروت فراوانی اندوخت و سالانه ۱۱۵۰۰۰ تومان مستمری داشت. پس از انقلاب مشروطه، حقوق او به ۱۲۰۰۰ تومان کاهش یافت و لذا به مخالفت با مشروطه برخاست و برای بازگشت مجدد محمدعلی شاه به قدرت، تلاش فراوانی‌کرد. او از دست‌نشاندگان روسیه بود و به عثمانی پناهنده شد. [۱] فرنگی مآب: غربزده [۲] طبیعی مذاق: کسانی که گرایش و باور به ماوراءالطبیعه ندارند و صرفاً هستی را منحصر به همین دنیا و طبیعت می‌دانند. دهری، مادّی. [۳] پاریس به زبان خوشیدن: تظاهر به فرانسه‌دانی کردن، فرانسه دوست. [۴] از... خَلَف: از دوران گذشته تاکنون [۵] ایالات متحده امریکا [۶] زشت [۷] کوتاهی، سستی
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1285
برهه تاریخی: نهضت مشروطه
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: نامه سرگشاده
قالب کنش: نامه
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: محمدعلی میرزا (ولیعهد)
حاکم زمان: مظفرالدین شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها