این شعر با توصیف ایران به عنوان مادری برومند آغاز میشود و از ایرانیان میخواهد که پیوند خود را با این آب و خاک نگسلند. در ادامه، به خطر دشمنان خارجی اشاره میکند که قصد تجاوز به خاندان و ناموس وطن را دارند و تأکید میکند که اگر ناموس از دست برود، نام و اعتبار نیز از بین خواهد رفت. شاعر با اشاره به شخصیتهایی مانند «کروگر» که برای وطن خود جنگیدند، ایرانیان را به عبرتگیری از سرنوشت ملتهای دیگر مانند هند و ایرلند که گرفتار استعمار شدهاند، دعوت میکند. در پایان، با بیان اینکه جهان در شور و نشور است و ایرانیان در خواب غفلت، از آنها میخواهد که بیدار شوند و از مخزن وطن خود در برابر دزدان محافظت کنند. شعر با تأکید بر اینکه وطن منار نور الهی است و حبالوطن از ایمان است، به پایان میرسد و بیان میکند که سوز وطن میتواند کوه دماوند را نیز آب کند و کسی که دل از وطن بکند، از روسپی نیز کمتر است.